لیست نکته های داريوش بيضايي
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره بقرة آیه 2 - دشوار بودن احادیث آل محمد ﷺ
در کتاب خصال بسند خود از شعیب روایت کرده که حضرت صادق ع فرمود: "حدیث ما آل محمد ﷺ سخت و دشوار است کسی تاب آنرا ندارد مگر فرشته مقرب و یا نبی مرسل و یا بنده ای که خداوند دل او را به نور ایمان امتحان نموده و در مدینه فاضله محصور شده باشد." شعیب گفت عرض کردم مدینه فاضله محصوره چیست؟! فرمود: "قلبی که خاطر جمع از شک و شبهه باشد."
قالب : روایی گوینده : بیضائی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : تقوا- پرهیزگاری- تقوی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره بقرة آیه 78 - مذمت اصحاب رأی و گمان!
در مذمت اصحاب رأی و گمان میتوان گفت این دسته طایفه دیگری هستند که اصحاب رأى و هوا و ظنی مسلکان نامیده شده اند که به کلی منکر حدیث و روایت هستند و به قرآن هم عمل نکنند و آنان احکام دین را از روی ظن و قیاس گرفته اند و در حقیقت شیعیانی هستند که ائمه و احادیث آنها را رها نموده و به دنبال سخنان ابو حنیفه و عضدی و امثال آنها رفته اند و پیروان ائمه را غالی دانسته و خودشان را برابر با معصومین میدانند و در واقع نسبت به خویش غلو کرده اند و چون بحدیث و روایت اعتقاد ندارند لذا گوش به روایاتی که در بر ایشان وارد شده نمیدهند.
در کافی بسند خود از حضرت باقر ع روایت کرده که فرمود: حضرت امیرالمؤمنین ع در حدیث مفصلی فرموده: "بعضی از مردم هستند که نابینا میباشند و آنها کسانی باشند که قرآن را فراموش نموده و پیرو ظن و گمان شده اند و در امور دین به خدائیکه خالق آنهاست سبقت گرفته اند."
و در بصائر الدرجات از حضرت باقر ع بسند خود روایت نموده که فرمودند: اگر ما برای خود حدیثی کنیم هر آینه گمراه میشویم چنانکه جمعی از پیشینیان گمراه شده اند و لذا حدیث ما با شاهد و بینه است که از طرف پروردگار به پیغمبر ﷺ بیان شده و آنحضرت برای ما بیان فرموده است.
و این حدیث در کافی نیز روایت شده هرگاه اعتماد و تکیه کردن به رأی ائمه سبب گمراهی شود پس چگونه از غیر امام گمراهی نیاورد؟ و در کافی از یونس بن عبدالرحمن روایت کرده که گفت حضور حضرت موسی بن جعفر ع عرض کردم یگانگی خدا به چه چیز شناخته میشود؟ فرمود: ای یونس از بدعت گذاران مباش هر کس برای خود عمل نماید هلاک شود و هر آنکه اهل بیت پیغمبرش را ترک کند گمراه میگردد و کسیکه عمل به قرآن و گفتار پیغمبر نکند کافر است.
و در محاسن بسند خود از حضرت رضا ع روایت نموده که به اصحابش میفرمود: "هر گاه چیزی را یقین دارید بگوئید و اگر یقین ندارید ساکت شوید." و دست خود را بر دهن محمد بن حکیم که راوی خبر بود نهاد, راوی گفت بحضورش عرض نمودم برای چه دست روی دهانم نهادید؟ فرمود: "پیغمبر ﷺ کلیه احکامی را که تا روز قیامت مردم به آن احتیاج دارند آورده و باقی نگذاشته حکمی را که شما برای خودتان آنرا بگوئید." و اینحدیث در کافی نیز روایت شده است.
در کافی و محاسن برقی بسند خودشان از یحیی حلبی و ابن مسکان و حبیب روایت کرده اند گفتند حضرت صادق ع به ما فرمودند: "نزد من از شما اصحاب محبوبتر کسی نیست همانا مردم به راههای مختلف سیر مینمایند بعضی به هوای نفس خود عمل میکنند و گروهی به آرا خود میباشند ولی شما راهی را در پیش گرفته اید که برای آن اصل و حقیقتی است." و در روایت دیگر فرمود: مردم اینطرف و آنطرف رفته اند طایفه ای پیرو هوای نفس و دسته ای برای خود عمل کنند و بعضی عمل به روایات نمایند و خداوند شما را دوست داشته و هدایت فرموده برای دوستی خود و دوستی کسیکه شما را دوستی آنها نفع میرساند که مراد ائمه میباشند.
و در تهذیب بسند خود از حضرت صادق ع روایت کرده که فرمود: "ما روز قیامت در پیشگاه پروردگار ایستاده و میگوئیم پروردگارا ما به کتاب و قرآن خودت عمل نمودیم و گروهی از مردم میگویند ما به رای و هوای نفس خود عمل کرده ایم."
توضیح : نویسنده: اخبار در مذمت این قبیل اشخاص زیاد است و بیش از چند هزار روایت میباشد و ما بعضی را در کتاب تکلیف زمان غیبت که نوشته ایم ذکر نموده ایم و چون موضوع تحریف قرآن اهمیت به سزائی دارد این مقدمه را قدری بسط دادیم تا موضوع کاملا روشن شود و خوانندگان مطالب به سخنان بیهوده دیگران توجه نکنند و البته ما اخبار تحریف را در ضمن تفسیر هر یک از آیات بیان میکنیم تا مزید بینائی خوانندگان گردد و ذکر خواهیم نمود که اگر بعضی را بخواهیم به ظاهرشان واگذاریم فصاحت قرآن نیز از بین میرود.
قالب : تفسیری گوینده : بیضائی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : ظن- سوءظن
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره بقرة آیه 2 - در بیان فضیلت قرآن و ثواب تلاوت آن
در تفسیر امام است که رسول اکرم ﷺ فرموده است: "این قرآن نور روشن و ریسمان محکم و فضیلت بزرگ و مرتبۀ بلندیست و مایه شفا و سعادت است هر کس از قرآن روشنائی طلب نماید خداوند او را منور فرماید و اگر آمورش را به آن واگذارد خداوند او را حفظ کند و هر که به قرآن توسل جوید خداوند نجاتش بخشد و هرکس ملازم قرآن شود بلند مرتبه گردد، و هر که از غیر قرآن هدایت طلبد خداوند او را بحالت گمراهی واگذارد".
در کتاب امالی بسند خود از پیغمبر اکرم ﷺ روایت نموده که فرمود: "خداوند عذاب نکند هر دلی که حافظ قرآن باشد" و نیز روایت نموده از رسول اکرم ﷺ که فرموده: "بهترین مردم کسانی هستند که قرآن را یاد گرفته و به مردم یاد میدهند" و عیاشی در تفسیرش از حضرت صادق ع روایت کرده که فرمود: رسول اکرم صلى الله علیه و سلم فرموده: "هرگاه فتنۀ روزگار شما مردم را فرا گرفت و روزتان چون شب تار شد برشما باد توسل به قرآن که شفیعی است که شفاعتش پذیرفته میشود و اگر آنرا پیشوای خود کنید شما را به بهشت برساند و چنانچه از آن اعراض و دوری نمائید به جهنم رانده خواهید شد و نیز از حارث اعور روایت کرده که گفت حضور امیرالمؤمنین ع شرفیاب شده و عرض نمودم هرگاه در محضر مبارک حاضر میشوم دینم محکم میشود و زمانیکه خارج میشوم سخنان بیهوده ای میشنوم فرمود: به آن چیزهایی که منافقین میگویند و عمل میکنند؟ عرض کردم بلی فدایت شوم فرمود: شنیدم پیغمبر اکرم ﷺ فرمود: "جبرئیل نازل شد و گفت ای محمد صلى الله علیه و سلم به این زودی فتنه ای میان امتت پدید آید." (مراد غصب خلافت و امامت بود) "گفتم ای جبرئیل چاره و راه خلاص امت چیست؟ گفت قرآن خدا یگانه راه علاج و خلاص است و در آن بیان حوادث گذشته است که وسیلۀ عبرت دیگران بوده و نیز اخبار آینده و وسیلهٔ حکم میان خلایق است و قرآن حق و حقیقت است نه مزاح و افسانه و هر ستمکار که به قرآن پشت نموده و به آن عمل نکند خداوند سرنگونش گرداند و قرآن ریسمان محکم خداست و ذکر و راه راست اوست به هوای نفس مردمان باطل نشود و زبان آنها او را نپوشاند و کهنه نگرداند و عجایب آن به آخر نرساند و دانشمندان از آن سیراب نشوند و هر که گفتارش بر طبق آنست راستگو باشد و مورد تأیید مردم واقع گردد و به آنکه به قرآن عمل کند اجر داده خواهد شد چنگ زدگان به قرآن راهنمائی میشوند و قرآن کتاب با عظمت خداست و هرگز از بین نرود و باطل نگردد و از مصدر عز ربوبی و از جانب خداوند ستوده دانا و توانا نازل شده است". و نیز از پیغمبر اکرم ﷺ روایت نموده که فرمود: "غفلت نکنید از قرائت قرآن در صبح و شبانگاه که زنده کننده دلهای مرده است و انسان را از عمل زشت و منکر باز میدارد.
در تهذیب بسند خود از حضرت صادق ع روایت کرده که فرمود: "سه چیز است که بلغم را برطرف کند و حافظه را زیاد گرداند : مسواک کردن, روزه گرفتن و تلاوت نمودن قرآن."
توضیح : و در کافی از آنحضرت روایت کرده که نیست چیزی که فیما بین دو نفر مورد اختلاف باشد مگر آنکه برای رسیدگی و رفع آن در قرآن اصل و قانونی وجود دارد لکن عقول مردم آنرا درک نمی نماید.
ابن عباس روایت کرده هر که قرآن بخواند و تفسیر آن را نداند نادانی باشد که نمیداند چه میگوید.
و نهایتاً اخبار در فضیلت تلاوت قرآن بسیار است به این مقدار در ابتدا قرآن در سوره بقره اکتفا شد.
قالب : روایی گوینده : بیضائی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : قرآن کریم
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره غافر آیه 4 - حرام بودن تفسیر به رای و اظهار نظر نمودن در قرآن و کتاب خدا
شیخ صدوق بسند خود از حضرت رضا ع روایت کرده فرمود: خدای تعالی فرموده: به من ایمان نیاورده کسیکه کلام و قرآن مرا برای خودش تفسیر کند و نشناخته مرا هر آنکه تشبیه نماید مرا به مخلوقاتم و بر دین من نیست کسی که عمل به قیاس کند.
و نیز بسند خود روایت کرده از پیغمبر اکرم ﷺ که فرمود: "من بعد از خودم بر امتم از سه چیز ترسناک هستم یکی آنکه قرآن را برای خودشان تاویل کنند و مردم از آن تاویل پیروی کنند و دوم از عالمی که لغزش دارد سوم هر گاه به آنها مالی رسد و ثروتمند شوند طغیان کنند و خبر میدهم به چیزیکه شما را در این سه امر محفوظ و مصون بدارد و آن قرآن است که به محکماتش عمل نموده و به متشابهاتش ایمان آورید و عالم را نظر کنید ولی از لغزشهایش پیروی ننمائید و شکر مال را بجا آورده و حقوق آنرا ادا کنید".
توضیح : شیح صدوق بسند خود روایت کرده امیرالمومنین ع فرمود: "ای مردم بر شما باد به دوری کردن از تفسیر قرآن برای خودتان و اینکه یاد بگیرید از اهلش چه بسا تفسیری که شباهت دارد به کلام مخلوق و حال آنکه قرآن کلام خداست و کلام خدا تاویلش بکلام بشر شبیه نیست کلام خدا صفت اوست و کلام بشر افعالش میباشد و تشبیه نکنید کلام خدا را به کلام بشر که گمراه و هلاک خواهید شد."
قالب : روایی گوینده : بیضائی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : تفسیر به رأی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره بقرة آیه 238 - خلل و شَکیات واقعه در نمازها
در کافی بسند خود از زراره روایت کرده گفت از حضرت باقر ع سئوال نمودم شخصی شک کرد و نمیداند یک رکعت نماز بجا آورده یا دو رکعت چه کند؟ فرمود: باید آن نماز را اعاده کند.
و نیز از یونس روایت کرده گفت حضرت صادق ع فرموده: در دو رکعت اول از هر نمازی سهو نیست.
و همچنین نیز روایت کرده گفت حضرت رضا ع می فرمود: اعاده نماز در رکعت اول و دوم است و شک و سهو در دو رکعت آخر است.
و در فقیه بسند خود از حضرت باقر ع روایت کرده فرمود: آنچه را خداوند واجب نموده بود بر بندگان از نماز در ابتداء ده رکعت بود و در آن ده رکعت قرائت است و شک و سهو نیست و بعداً پیغمبر اکرم ﷺ به دستور خداوند هفت رکعت دیگر زیاد نمود و در آن شک و سهو واقع میشود و قرائت نیست و هر که در دو رکعت اول شک کند باید نماز را اعاده نماید تا حفظ نماید آن دو رکعت را از سهو و در آن با یقین باشد و اگر در دو رکعت آخر شک کند عمل شکیات را انجام میدهد و نیز از حضرت صادق ع روایت کرده فرمود: وقتی که دو رکعت اول سالم بماند نماز صحیح میشود.
در کافی از حضرت صادق ع روایت کرده فرمود: زمانیکه شک کردید در نماز مغرب و صبح باید آن دو نماز را اعاده کنید.
و نیز از حضرت باقر ع روایت کرده فرمود: در مغرب و صبح شکی نیست و باید اعاده کند.
(ادامه مطلب در نوضیحات آمده است)
توضیح : در فقیه بسند خود از اسحق بن عمار روایت کرده گفت حضرت موسی بن جعفر ع فرمود: وقتى شک کردید در عدد رکعات بنا را بر کمتر گذارید, اسحق گفت عرض کردم حضورش این فرمایشات اصل و قاعده است یعنی در هر شکی باید بنا بر اقل گذاشت؟ فرمود: بلی.
و در تهذیب بسند خود از عبدالرحمن روایت کرده گفت از حضرت موسی بن جعفر ع در مورد مشکیات در نماز سئوال نمودم؟ فرمود: بنا را بر یقین میگذاری. (یعنی بر کمتر).
و در فقیه بسند خود از عمار روایت کرده گفت حضرت صادق ع فرمود: ای عمار میخواهی جمع نمایم برای تو حکم تمام شکها را در دو کلمه؟ عرض کردم منت بر من گذارید لطفا بیان بفرمائید!, فرمود: هر وقت شک کردید در عدد رکعات بنا را در طرف زیادی بگذارید و زمانی که سلام دادید تمام کنید آنچه را کم نمودی.
در تهذیب بسند خود از عمار روایت کرده گفت از حضرت صادق ع حکم شکیات را سئوال نمودم؟ فرمود: میخواهی تو را چیزی یاد بدهم که وقتی عمل به آن نمودی سپس بخاطرت آمد که نمازت تمام بوده یا ناقص دیگر چیزی بر تو نباشد؟ عرض کردم بیان فرمائید!, فرمود: هنگامیکه شک کردی بنا را بطرف اکثر میگذاری و بعد از فراغ برخیز و آنچه احتمال میدادی که ناقص است بجا آور اگر نمازت تمام بوده این نماز احتیاط نافله و مستحب میشود و اگر کم بوده نماز اصل را احتیاط تمام میکند.
در کافی بسند خود از جمیل روایت کرده گفت از حضرت صادق ع سئوال نمودم اگر شخصی شک کرد میان رکعت سه و چهار تکلیف او چیست؟ فرمود: بنا را بر چهار میگذارد و مخیر است در نماز احتیاط بین آنکه یک رکعت ایستاده یا دو رکعت نشسته بجا آورد و نیز از آنحضرت روایت کرده فرمود: هرگاه کسی شک نماید میان رکعت دو یا سه یا چهار بنا را بر چهار میگذارد سپس دو رکعت ایستاده و دو رکعت نشسته بجا میآورد و اگر شک او میان چهار و پنج بود بنا را بر چهار میگذارد بعد از سلام دو سجده سهو بجا آورد.
در تهذیب بسند خود از زید شحام روایت کرده گفت سئوال نمودم از حضرت صادق ع شخصی نماز عصر را پنج یا شش رکعت بجا آورده چه کند؟ فرمود اگر یقین دارد باید اعاده کند.
و در فقیه بسند خود از حضرت صادق ع روایت کرده فرمود: هرگاه انسان در سه نماز پی در پی شک نمود آن شخص را کثیر الشک گویند و چنین شخصی باید به شک خود اعتنا نکند, و نیز از آنحضرت روایت کرده فرمود: هر که نداند چند رکعت نماز بجا آورده آن نماز را اعاده کند و زمانیکه شخصی شک او زیاد بشود به آن شک اعتنا نکند (مراد آنستکه شک کثیر الشک اعتباری ندارد).
در تهدیب بسند خود از زراره روایت کرده گفت حضرت صادق ع فرمود: ای زراره هر گاه از جزئی خارج شدی و بجز بعد از آن داخل شدی اگر شک در جزء سابق کردی به این شک اعتنائی نکن.
(در واقع این گونه شک تجاوز از محل است که شرعاً اعتباری ندارد).
و نیز از محمد بن مسلم روایت کرده گفت فرمود: حضرت باقر ع بعد از نماز هر گاه در چیزی شک نمودى التفاتی به آن ننما و چیزی بر تو نمی باشد.
قالب : احکام گوینده : بیضائی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : احکام
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره آل عمران آیه 45 - چگونگی ولادت حضرت عیسی ع
یاد کن ای پیغمبر وقتی را که فرشتگان به مریم گفتند خداوند بشارت میدهد تو را به فرزندی که نامش عیسی مسیح است و مریم گفت چگونه مرا فرزند باشد و حال آنکه هیچ بشری با من در تماس نبوده و فرشتگان گفتند چنین باشد که تو هستی ولی خداوند بیافریند آن چرا که بخواهد (با مرد و یا بدون او برایش در خلقت مساوی باشد) و شرح این قصه چنانست چون مریم بحد بلوغ رسید حالت حیض به او رخ داد از مسجد اقصی خارج شد و بخانه خواهر خود رفت چند روز در آنجا توقف نمود پس از آنکه طاهر شد به کناری رفت تا غسل کند لباس خود را از تن بیرون آورد, در همان حال جبرئیل بصورت بشری پدیدار شد و در پیراهن مریم دمید وقتی او پیراهن را در بر کرد همان وقت حامله شد.
در کافی بسند خود از حضرت صادق ع روایت کرده فرمود؟ جبرئیل دمید در پیراهن مریم و او حامله شد یعنی در همان شب و نهاد او را در روز و تمام مدت حمل نُه ساعت بود خداوند هر ساعت او را بجای یک ماه قرار داد و وقتی مریم را درد زائیدن گرفت به مکانی دور از قوم خود رفت تا حمل خود را بنهد خطاب شد به او کنار درخت خشکیده خرما برو آن درخت سبز و خرم میگردد و بار بیاورد و حرکت بده آن درخت را رطب تازه از آن ساقط شده و تناول کن چون به درخت رسید فوراً سبز و بارور گشت.
(ادامه مطلب در نوضیحات آمده است)
توضیح : در تهذیب بسند خود از ابو حمزه ثمالی روایت کرده گفت حضرت امام زین العابدین ع فرمود: مکان دوری که مریم رفت کربلا بود از دمشق حرکت کرد و به کربلا رسید و عیسی را در موضع قبر امام حسین بزائید سپس در شب به دمشق در طرف بیت اللحم بازگشت.
وقتیکه مریم عیسی را بنهاد نگاهی به او نمود و در اندیشه فرو رفت که به قوم خود چه بگوید و عذری بیاورد و پیش خود گفت این حدیث از من چه کسی قبول میکند؟! از نهایت افسردگی و دل تنگی گفت ای کاش مرده بودم و مردم مرا فراموش میکردند, ناگاه صدائی شنید: ای مریم محزون نباش خداوند زیر پایت نهر آبی جاری ساخته از آن بیاشام و از رطب این درخت تناول کن و دیده به عیسی روشن بدار و هر گاه از آدمیان کسی را مشاهده نمودی بگو با او من روزه برای خداوند نذر دارم و با آدمیان امروز سخن نگویم.
(در کافی بسند خود از جراح مداینی روایت کرده گفت حضرت صادق ع فرمود: در زمان سابق روزه فقط منحصر به امساک نمودن از خوردن و آشامیدن نبود و یک قسم از روزه آنها روزه سکوت بود در اسلام روزه سکوت حرام است).
و روزه مریم نیز روزه سکوت بود و تکلم ننمود با کسی بموجب امر پروردگار تا داخل محراب گردید زکریا و بنی اسرائیل بسوی محراب مریم رفتند و زبان به طعن و ملامت گشودند و گفتند ای مریم خواهر هارون پدرت شخص فاسقی نبود و مادرت نیز بدکاره نبود که تو این کار را انجام دادی و مریم اشاره نمود به عیسی که از او قصه را جویا شوید گفتند چگونه ما با کودکی که در گهواره است سخن بگوئیم زکریا به کنار گهواره عیسی رفت به او گفت ای طفل اگر دستوری از جانب خدا داری که سخن بگوئی تکلم کن تا بدانیم تو کیستی؟ عیسی فرمود: من بنده خدا و (اول اقرار به بندگی نمود تا نصاری نگویند عیسی پسر خداست با اینحالت اعتنائی بگفتار عیسی ننمودند و او را پسر خدا خواندند) و پیغمبر او میباشم کتاب انجیل بمن عطا فرمود و مبارک گردانید مرا در هر کجا که باشم (یعنی با برکت هستم) و به نماز و زکات مرا سفارش نموده تا پایان عمرم و به مادرم نیکوئی کنم و خوشنودی او را بجویم و قرار نداد مرا متکبر و ستمکار و بر من باد رحمت خداوند در آن روزی که متولد شدم و روزیکه بمیرم و روزیکه برای حساب محشور شوم.
ولادت آنحضرت در سال پنجهزار و پانصد و هشتاد و پنج بعد از هبوط آدم واقع شد و از غلبه اسکندر بر بابل شصت و پنجسال و از سلطنت اشکانیان پنجاه و یکسال میگذشت.
در کافی بسند خود از یزید کناسی روایت کرده گفت سؤال نمودم از حضرت باقر ع عیسی بن مریم هنگامیکه در گهواره سخن گفت آیا حجت خدا بر مردمان زمان خود بود یا نه؟ فرمود: حجت بود ولی هنوز پیغمبر مرسل نبود آیا نمی بینی میفرماید: (قَالَ إِنِّی عَبۡدُ ٱللَّهِ ءَاتَىٰنِیَ ٱلۡکِتَٰبَ وَجَعَلَنِی نَبِیࣰّا) عرض کردم پس در آنوقت حجت بر زکریا هم بود؟ فرمود: عیسی پس از آنکه سخن گفت ساکت بود تا دو سال و زکریا در آنوقت حجت خدا بود بر مردم سپس وفات نمود و یحیی حجت خدا گردید و وارث زکریا آیا نمیشنوی قول خداوند را که میفرماید: (یا یَحْیى‌ خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا) وقتی به هفت سال رسید پیغمبر مرسل شد و حجت خدا بر یحیی و تمام مردم و از زمانی که آدم را خلق فرمود و بزمین فرود آمد هیچوقت زمین خالی از حجت نبوده, عرض کردم آیا امیرالمومنین ع در زمان حیات پیغمبر اکرم ﷺ حجت بر این امت بود؟ فرمود: بلی حجت صامت بود, از آن روزی که نصب فرمود آنحضرت را و امر کرد مردم را اطاعت او کنند, گفتم پس اطاعت امیرالمومنین ع در حال حیات و ممات رسول اکرم ﷺ بر تمام مردم واجب بود؟ فرمود: بلی اما در زمان حضور پیغمبر اکرم ﷺ آنحضرت حجت صامت بود و بعد از وفات آنحضرت حجت ناطق شد و خدا مبعوث فرمود عیسی را بسوی بنی اسرائیل با معجزات و آیات بسیار و خود آنحضرت فرمود: ای طایفه بنی اسرائیل مرا خدا بسوی شما فرستاده با معجزات آشکار تا کوران را بینا و بیماران را شفا دهم و پرنده از گِل درست کنم و در آن بدهم به اذن خداوند زنده گردد و پرواز نماید و هر چه آنها را دعوت به راه حق نمود اثر نبخشید و گفتند اینها که ما مشاهده میکنیم جز سحری بیش نیست اگر راست میگوئی بما علامتی نشان بده تا ثابت شود بر ما صدق گفتارت, فرمود: اگر من بشما خبر دهم در خانه های خود چه ذخیره کرده و میخورید باز هم تردیدی دارید؟ گفتند خیر, آنگاه به یکایک آنها که حضور داشتند فرمود چه خورده و چه آشامیده و چه مقدار ذخیره دارید بعضی ایمان آورده و قبول نمودند و بعضی دیگر در عناد و لجاج خود باقی مانده و کافر شدند.
در کافی بسند خود از بعضی اصحاب حضرت صادق ع روایت کرده که از آن حضرت سؤال نمودند عیسی بن مریم آیا زنده نمود کسی را که پس از زنده شدن باقی مانده و ازدواج کرده و فرزندی برایش متولد شده باشد؟ فرمود: بلی برای عیسی دوستی بوده مدتی از او غایب شد سپس گذارش بمنزل آن دوست افتاد مادر او از آنحضرت استقبال نمود و عیسی از فرزندش پرسش کرد عرضه داشت وفات کرده فرمود: میخواهی او را ببینی؟ گفت: بلی, فرمود: صبح مرا کنار قبر او ببر تا دعا کنم زنده شود و عیسی را به کنار قبر برد, آنحضرت دعا نمود قبر شکافته شد و جوان بیرون آمد وقتی چشمش بمادر افتاد گریه و زاری نمود, عیسی بحالت آن فرزند و مادر رقت کرد و از خداوند درخواست نمود تا او را باقی بدارد خداوند دعایش را مقرون به اجابت فرمود و بیست سال عمر به او عطا نمود آن جوان ازدواج کرد و فرزندانی برای او متولد شد و نیز آنحضرت فرمود: اصحاب حضرت عیسی درخواست کردند که مرده ای زنده کند تا آنان مشاهده کنند آنحضرت را کنار قبر سام بن نوح بردند دعا کرد قبر شکافته و سام بیرون آمد, عیسی به او فرمود: آیا میخواهی زنده بمانی عرض کرد ای پیغمبر خدا من از سختی جان دادن میترسم و هنوز مشقت او از یادم نرفته, فرمود: چرا موهایت سفید شده ؟ عرض کرد از ترس اینکه خیال نمودم قیامت به پا شده, فرمود: پس برگرد به آرامگاه خود برگشت و قبر بهم آمد, و چون بنی اسرائیل و پادشاه آنها هیرودس (همان هردوش میباشد که قاتل حضرت یحیی بود) مشاهده کردند در اثر معجزات آنحضرت مردم همه روزه به عیسی ایمان میآورند در صدد قتل آنحضرت بر آمدند ناچار با مادرش از شهر بیت المقدس بیرون آمده و بطرف مصر روانه شدند مدتی در آنجا توقف نمودند تا پادشاه تلف شد از آنجا حرکت کرده و بطرف بیت المقدس رهسپار شدند در بین راه شنیدند که اغریبس فرزند پادشاه بجای پدر جلوس کرده و مانند پدرش قصد جان او را دارد از ورود به بیت المقدس منصرف شده و در قریه ناصریه بر منزل شخصی از اهالی آنجا نزول نمودند, روزی مریم مشاهده کرد صاحبخانه وارد منزل شد و با عیال خود سِری گفت, فوراً آن زن افسرده و دلتنگ شد, مریم فرمود: چرا محزونی و شوهرت با تو چه گفت که پریشان احوال گشتی؟ عرض کرد آفت و بلایی است که نتوان بزبان آورم, مریم فرمود: بمن بگو شاید بتوانم علاجی بنمایم؟ گفت چگونه توانی علاج نمود؟ فرمود: فرزندم مستجاب الدعوه میباشد دعا میکند خداوند کفایت کند, عرض کرد در ولایت ما پادشاهی است هر چند گاهی خود و لشکرش را به کسی تحمیل کند و بخانه او فرود آید و او را بیچاره کند اکنون فرستاده که بدینجا فرود آید و ما بضاعتی نداریم, مریم وقتی عیسی بمنزل آمد واقعه را به او عرض کرد فرمود: من دعا میکنم ولی فتنه و فسادی پدیدار شود, مریم گفت این مرد حقی بر ما دارد, عیسی ع به آن فرمود: چندانکه توانی آب بیاور و این دیگها را پرکن تا من دعا کنم خدایتعالی آنها را به انواع مطبوخات مبدل گرداند, آن مرد آب آورد و عیسی دعا کرد خداوند اجابت فرمود و آبها را به بهترین غذاها مبدل کرد, پادشاه با لشکر خود وارد شدند و از آن طعامها تناول نمودند و هرگز از آن لذیذتر غذائی نخورده بودند, پادشاه به آنمرد گفت این طعامها را از کجا مهیا نمودی, گفت داشتم, پادشاه گفت دروغ میگوئی, هر چه آن مرد عذر آورد قبول نشد عاقبت حقیقت را بیان کرد و گفت بانوی مجللی وارد خانه ما شده فرزندی دارد دعا نمود خدایتعالی آبها را به این طعامها مبدل ساخت, پادشاه پسری داشت که مورد علاقه و ولیعهد خود قرار داده بود و مدتی بود که دار دنیا را وداع کرده و پادشاه از مرگ فرزند بسیار افسرده شده بود با خود گفت کسیکه دعای او در تبدیل کردن آب به طعام مستجاب گردد قطعاً در زنده کردن مردگان هم مستجاب شود, فرستاد عیسی ع را آوردند درخواست نمود که دعا کند فرزندش را خدا زنده گرداند, فرمود: من دعا میکنم ولی فتنه و فساد بوجود آید, پادشاه گفت باکی ندارم, عیسی ع فرمود: بشرط آنکه من که دعا کردم با مادرم از اینجا بروم و کسی ممانعت از رفتن ما نکند, قبول کرد حضرت عیسی ع دعا نمود خداوند فرزندش را زنده گردانید عیسی و مریم از آنجا حرکت نمودند اهالی آن شهر وقتی مشاهد کردند که فرزند شاه زنده شده خروج کردند بر پادشاه و مشغول کارزار شدند و میگفتند ما امیدوار بودیم که بعد از این پادشاه از جور و ستم خلاص میشویم چون او را ورثه ای نبود اکنون که جانشین برایش پیدا شده نمیگذاریم که بر ما سلطنت کند و چون عیسی از آنجا بیرون رفت به کنار دریا رسید دید جماعتی مشغول صید ماهی هستند فرمود: صید نمودن چه کار کوچکی است بیائید تا صید بهشت و رضای خدا کنیم گفتند چگونه باشد؟ فرمود: من پیغمبر خدا هستم و آنها را دعوت کرد و معجزه آورد آنان ایمان آوردند و ملازم آنحضرت شدند هر وقت گرسنه میشدند میگفتند ای پیغمبر خدا گرسنه هستیم, آنحضرت از زمین نان بیرون میآورد و به آنها میداد و هر زمان تشنه میگردیدند آب از زمین برای آنان بیرون میآورد می آشامیدند و سیراب میگشتند روزی به آنحضرت عرض کردند در جهان کسی بهتر از ما هست هر وقت تشنه و گرسنه شویم ما را طعام و آب دهی و در خدمتت باشیم و عجایبات مشاهده میکنیم؟ فرمود: بهتر از شما آنها باشند که از دست رنج خود خورند چون این سخن شنیدند, در صدد شغلی بر آمدند و اختیار نمودند و در قصاری لباس جامه مردان می شستند و اجرتی میگرفتند و بهمان مقدار قناعت مینمودند از اینجهة نامیده شدند به حواریون, و حضرت عیسی ع هر چه دعوت کرد بنی اسرائیل را ایمان نیاوردند فرمود: کیست که یاری کند دین خدا را حواریون گفتند ما یاران خدائیم و به او ایمان آوردیم و پیغمبرش را یاری مینمائیم ای عیسی گواه بر ما باش که تسلیم امر خدا هستیم و پروردگارا به آنچه از کتاب آسمانی فرستادی ایمان داریم و از او پیروی کنیم و اطاعت پیغمبر تو عیسی را بنمائیم نام ما را در دفتر گواهان ثبت فرما.
در کافی بسند خود از حضرت باقر ع روایت کرده فرمود: عصر شبی که عیسی را خداوند به آسمان بالا برد و از دار دنیا به ملکوت بالا صعود کرد اصحاب خود را احضار نمود که دور او جمع شوند عصر همانشب دوازده نفر حواریون و اصحاب آنحضرت در خانه او حضور یافتند و حضرت عیسی از چشمۀ آبی که در زاویه خانه بود غسل کرده و خارج شد بدن خود را خشک کرد و به حواریون فرمود: از جانب خدا بمن وحی رسیده که همین ساعت مرا بطرف آسمان بالا ببرد و از شر یهودیان نجات بخشد هر یک از شما که بشکل من در آید از طرف یهود مصلوب و کشته شده و در پیشگاه پروردگار به درجه و مرتبه ای خواهد رسید یکی از دوازده نفر که جوانی بود گفت ای پیغمبر خدا من حاضرم که در راه تو قربانی شوم عیسی به او فرمود: آری تو هستی سپس به آنها گفت یکی از شما پیش از آنکه امشب صبح شود کافر شده و از دین من خارج خواهد شد, یکی از آنها گفت آیا آن یکنفر من هستم؟ عیسی فرمود: اگر در نفس خود حس میکنی که تو هستی پس قطعاً تو خواهی بود و آنمرد دوازده مرتبه این موضوع را تکرار نمود, آنگاه عیسی به آنها فرمود: بزودی شما سه دسته میشوید دو فرقه شما به راه باطل رفته و به خدا دروغ میبندید و جایگاه آن در فرقه آتش دوزخ باشد و یک فرقه از شمعون صفا وصی من پیروی نموده و راستگو هستند و جایگاهشان بهشت باشد پس از آن خداوند عیسی را از زاویه خانه بسوی آسمان بالا برد و آنها همه نگاه مینمودند.
و در ادامه حضرت باقر ع فرمود: همان شب یهودیها برای گرفتن حضرت عیسی ع آمده وارد آن خانه شدند جوانی را که بشکل و شمائل عیسی در آمده بود گرفته و بدار کشیده و بقتل رسانیدند و آنشخص که عیسی به او گفت بمن کافر میشوی کافر شد و دوازده مرتبه از عیسی بیزاری جست و حال آنکه هنوز صبح نشده بود.

در کافی بسند خود از امیرالمومنین ع روایت کرده آنحضرت فرمود پیغمبر اکرم ﷺ دستور داد اول چیزیکه به زنان زائو باید داد رطب و خرمای تازه است چه خداوند به مریم فرموده: (وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَبًا جَنِیًّا) عرض کردند حضورش اگر وقت رطب نباشد چه باید داد؟ فرمود نُه دانه خرمای مدینه و اگر خرمای مدینه موجود نبود هفت دانه از هر خرمائیکه یافت میشود.
قالب : تاریخی گوینده : بیضائی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : داستان حضرت عیسی (علیه‌السلام)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره آل عمران آیه 35 - چگونگی ولادت حضرت مریم و یحیی و تربیت آنها
در کافی ذیل این آیه بسند خود از حضرت صادق ع روایت کرده فرموده: خداوند به عمران وحی نمود: فرزندى به تو عطا خواهم کرد که کوران و بیماران را شفا بدهد و رسولی باشد برای بنی اسرائیل, عمران این بشارت را به عیال خود داد و او نذر کرد هر گاه بسلامت متولد شود آن فرزند وقف مسجد اقصی باشد وقتی بار خود را به زمین گذاشت دید فرزند دختری میباشد و برای خدمت مسجد نشاید عرض کرد پروردگارا مولود من دختر است خطاب رسید: ما او را قبول داریم و به جای پسر میپذیریم, و نام او را مریم گذاشت مطابق کردارش چه مریم بمعنای عبادت کننده باشد, سپس آنحضرت فرمود: هنگامیکه عیسی از مریم متولد شد وحی خداوند راست آمد و هرگاه گوئیم مردی دارای وصفی است و آن صفت در فرزندانش باشد این کلام ما صحیح باشد و تفصیل او از اینقرار است شخصی بود از فرزند زادگان سلیمان بن داود بنام عمران بن ماتان که در سال پنج هزار پانصد هفتاد دو سال بعد از هبوط آدم در فلسطین میزیست برای او عیالی بود بنام حنه (به زبان عبرانی انائی خوانند) که او نیز از پیغمبر زادگان بود و او فرزندی به جز ایشاع که همسر زکریای پیغمبر بود نداشت روزی در سایۀ درختی استراحت نموده بود مرغی را مشاهده کرد که با منقارش تخمی را شکند و جوجه از آن خارج شد از دیدن آن منظره بخاطرش گذشت که چه خوب بود پروردگار مرا پسری عطا میفرمود و دست به دعا برآورد گفت خدایا مرا فرزند ذکور صالحی مرحمت بفرما تا به عبادت قیام نماید و در همانحال درخواست او به اجابت مقرون شد و فرشتگان به عمران مژده فرزند را دادند, طولی نکشید که حنه از عمران باردار شد و نذر کرد هرگاه این حمل را بسلامت فرو گذارد او وقف و محرر مسجد اقصی باشد و آن زمان رسم بود در میان احبار و نیکان که برای تقرب به درگاه ربوبی یکی از فرزندان خود را اختصاص میدادند به عبادتگاه مسجد اقصی میفرستادند تا در آنجا مشغول عبادت شود (و این عمل را محرر نام گذاشته بودند) ولی دختران را به جهاتی محرر نمینمودند یکی برای حفظ آنان از مردان و دیگر برای عذر آنها از قبیل حیض و استحاضه, اما خداوند مریم را امتیازی بخشید و به محرری قبول فرمود او را مانند پسر چنانچه میفرماید: (فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ) و وقتی خبر قبولی نذر را حنه شنید شاد و خرم شد مریم را در خرقهٔ پیچید و به مسجد اقصی نزد خدمه برد و آنها در پرستاری مریم با هم اختلاف کردند و هر یک میخواستند که شرافت و پرستاری را بخود اختصاص بدهند چه مریم از نژاد پیغمبران و سلاطین بنی اسرائیل بود, زکریا گفت من سزاوار به پرستاری او میباشم زیرا خواهرش بحباله من باشد ایشان گفتند اگر اینطور است مادرش به او از همه نزدیکتر است عاقبت کار قرعه قرار گرفت و هر کدام اینها قلمهائی تراشیده و نام خود را بر او نقش کردند و بنا گذاشتند قلم هر یک که به آب فرو نرفت تربیت مریم با او باشد و به کنار نهر اردن رفتند و نشان های خود را در آب انداختند تمام فرو رفت جز نشانه زکریا چنانچه خداوند میفرماید: (وَمَا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَمَا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ) و باز میفرماید: (وَ کَفَّلَها زَکَرِیَّا) آنحضرت مریم را در یکی از غرفهای مسجد جا داد و به تربیتش اقدام نمود وقتی بیرون می آمد درها را برویش میبست چون مراجعت مینمود بهمان حال باقی بود و مریم چنان رشد و کمالی پیدا کرد که بر تمام عباد و زهاد پیشی گرفت و کرامات بسیاری از او ظاهر میشد و فرشتگان با او حدیث میکردند و هرگاه زکریا به نزد او میرفت میدید میوه های زمستانی در تابستان و تابستانی در زمستان حضورش است, سؤال مینمود ای مریم از کجا این میوه ها را یافتی؟ پاسخ میداد خداوند مرحمت فرموده چنانچه میفرماید: (کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا ۖ قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّىٰ لَکِ هَٰذَا ۖ قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ)
و گویند مریم از هیچ پستانی شیر نخورد و از میوهای بهشتی پروریده شد و چون زکریا این واقعه را مشاهده کرد با خود گفت خدائی که بی موقع میوها و نعمتهای گوناگون به مریم عطا میفرماید البته قادر است فرزندی در حال پیری به من مرحمت فرماید مشغول مناجات شد و به درگاه خدا راز و نیاز کرد و گفت (رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً) پروردگارا به من هم فرزند نیکو و پاکیزه عطا بفرما در آن هنگام فرشتگان او را صدا زدند: (أَنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیَىٰ مُصَدِّقًا بِکَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ) ای زکریا خدا بشارت میدهد تو را به فرزندی که نامش یحیی میباشد و پیش از این کسی را به این نام نخوانده اند و او تصدیق کلمه خداست که عیسی میباشد (و عیسی را از اینجهت کلمة الله گویند چون خداوند او را به کلمه و بدون پدر آفرید) و چون این خطاب را شنید گفت: ( رَبِّ أَنَّىٰ یَکُونُ لِی غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِیَ الْکِبَرُ وَامْرَأَتِی عَاقِرٌ) پروردگارا پیر ناتوانی هستم و عیالم نازا و یائسه است چون در آنوقت زکریا نود و هشت سال و عیالش نیز همان مقدار بود لذا به شگفت آمدند جبرئیل گفت: کار خدا چنین است هر چه اراده فرماید بوجود آید, زکریا گفت ای جبرئیل خدا ما را جوان گرداند یا به این حالت عطا بفرماید؟! سپس تقاضا نمود از پروردگار علامتی برایش قرار بدهد تا وقت حمل را بداند و در شکر و عبادت بیفزاید, خطاب رسید: علامت آن باشد که سه روز نتوانی با کسی سخن بگوئی جز با رمز و اشاره با آنکه صحیح و تندرست میباشی و ایشاع به یحیی حامله شد و بعد از شش ماه او را به زمین نهاد و یحیی از پیغمبران بنی اسرائیل بود مانند پدرش زکریا و زکریای پیغمبر سه نفر بودند یکی زکریا بن اذن دوم زکریا بن یهودا سوم زکریا بن برخیا که رئیس خدام بیت المقدس و بزرگ احبار و پدر حضرت یحیی بود.
توضیح : طبرسی بسند خود از حضرت رضا ع روایت کرده فرمود: روزی در حال طفولیت اطفال ملاقات نمودند یحیی را به او گفتند بیا با ما بازی کن, به آنها فرمود: خدا ما را برای بازی کردن خلق نفرموده است.
قالب : تاریخی گوینده : بیضائی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : داستان حضرت مریم (سلام الله علیها)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره بقرة آیه 238 - نماز و دلیل اوقات پنجگانه
حقیقت نماز توجه و اقبال نمودن به ذکر خداست با خلوص نیت از هر گونه شائبه و آرزوهای دنیایی
در فقیه بسند خود از محمد سنان روایت کرده گفت نامه ای حضور حضرت رضا ع ارسال و سئوال نمودم از جهة واجب شدن نماز, ایشان پاسخ آن را مرقوم داشته بودند که: نماز از برای آن واجب شده تا مردم یاد خدا نمایند و هر شبانه روز بخاطر بسپارند که خالقی غیر او نیست و در مقام پرستش و خضوع و خشوع بر آیند و اقرار کنند به گناهان و طلب نمایند عفو و بخشش او را تا باز دارند نفس خود را از نافرمانی و انواع لهو لعب و فساد نکنند.
در کافی بسند خود از معویة بن وهب روایت کرده گفت سئوال نمودم از حضرت صادق ع بهترین چیزیکه نزدیک بگرداند انسان را به ساحت قدس ربوبی چیست؟ فرمود: بعد از شناسائی امام نماز است نمی بینی حضرت عیسی ع فرمود: (وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ مَا دُمْتُ حَیًّا).
در تهذیب بسند خود از حضرت صادق ع روایت کرده فرمود: پیغمبر اکرم ﷺ فرموده نماز مانند ستون خیمه میباشد چنانکه خیمه به ستون برپاست دین نیز به نماز قائم است و بسند دیگر از امیرالمؤمنین ع روایت نموده که فرمود: پیغمبر اکرم ﷺ فرمودند: نماز ستون دین است و نخست چیزیکه خداوند توجه به او مینماید نماز است در میان عبادتها اگر صحیح بود به اعمال دیگر هم نظر نمایند و اگر درست نبود التفاتی به اعمال دیگر نکنند.
در کافی بسند خود از حضرت صادق ع روایت کرده فرمود: پیوسته شیطان از انسان دور باشد تا زمانیکه حفظ کند نمازهای پنجگانه را در اوقاتشان و هرگاه ضایع کرد آنها را جرئت پیدا کند بر او و به تدریج انسان را در گناهان بزرگ داخل کند.
در فقیه بسند خود از حضرت صادق ع به روایت نموده فرمود: شفاعت ما اهل بیت نمیرسد به کسی که در نماز سستی کند و او را سبک بشمارد, و سوگند به خدا چنین شخصی بر حوض ما وارد نخواهد شد. ابن بابویه بسند خود از امیرالمؤمنین ع روایت کرده فرمود: مرد یهودی از پیغمبر اکرم ﷺ سئوال نمود: ای محمد برای چه بر امتت نمازهای پنجگانه واجب شده؟!, رسول اکرم ﷺ فرمود: وقتیکه ظهر شد آفتاب وسط آسمان در خط استوا داخل میشود پس در آن وقت, هر موجودی که زیر عرش قرار دارد تسبیح میکند پروردگار را و لذا بر امت من در آنوقت نماز ظهر واجب شد و هر کس در آن هنگام مشغول رکوع و سجود باشد حرام میگرداند خداوند جسد او را به آتش دوزخ و زمانیکه آدم معصیت خدا نمود و از درخت ممنوعه تناول کرد خداوند هنگام عصر او را از بهشت خارج کرد از آن جهت امر نمود به ذریه او تا روز قیامت همان ساعت به نماز اشتغال داشته باشند و عصر بهترین اوقات است نزد پروردگار و خداوند سفارش نموده که حفظ بدارم آن نماز را در میان نمازهای دیگر و اما مغرب ساعتی باشد که توبه آدم قبول شد پس آدم به شکرانه آن سه رکعت نماز بجا آورد یک رکعت آن برای گناه خود و دیگری برای حوا و سوم برای قبولی توبه او خداوند و در آن ساعت دعاها را به اجابت برساند اما نماز عشا برای آن واجب شد که قبر و قیامت تاریکی هائی دارد و لذا خداوند امر نمود در وقت تاریکی نماز بجا آورند تا سبب نورانیت قبر و قیامت انسان گردد و کسی در آنوقت به پا نمی ایستد مگر آنکه بدن او را خداوند بر جهنم حرام گرداند, اما نماز صبح برای آن واجب شد تا امتم خدا را سجده کنند پیش از آنکه آفتاب طلوع کند و در مقابل کفار هم معبودان باطل خود را پرستش کنند.
(اینها خلاصه اخباری بود در بیان علل نماز اما احادیثی که دلالت میکند بر عذاب و عقاب تارک نماز و اینکه او کافر است ذیلا بیان میشود).
در فقیه بسند خود از مسعدة بن صدقه روایت کرده گفت سئوال نمودم از حضرت صادق ع چرا زنا کننده را کافر نمیدانید و تارک نماز را کافر میگوئید دلیل آن چیست؟ فرمود: زناکار مرتکب عمل قبیح میشود برای لذت و غلبه شهوت ولی در ترک نماز لذتی نیست و ترک نمیکند او را مگر به جهت سستی و سبک شمردن امر خداوند و به این سبب او را کافر گویند که استخفاف امر خدا نموده.
ابن بابویه بسند خود از رسول اکرم ﷺ روایت کرده فرمود: نماز ستون دین است هر کس عمداً او را ترک کند دین را خراب کرده و کسیکه ضایع کند اوقات نماز را خداوند او را در ویل جای دهد (مکانیست بسیار بد در جهنم) چنانچه میفرماید: (فَوَیۡلࣱ لِّلۡمُصَلِّینَ ٱلَّذِینَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ)
و نیز بسند خود از امیرالمؤمنین ع روایت کرده فرمود: هر کس تأخیر اندازد نماز را از وقتش تا قضا شود بدون عذری خداوند تمام اعمال او را ضایع و باطل گرداند و نیست میان کفر و ایمان واسطه ای به جز ترک نماز و هر آنکه او را ترک کند و اعتقاد به ثواب و پاداش او نداشته باشد و از کیفر عذاب نترسد مانند یهودی یا نصرانی و مجوسی میمیرد.
و نیز بسند خود از پیغمبر خاتم ﷺ روایت کرده فرمود: هر که احسانی به تارک نماز بکند و اگر چه به لقمه ای از طعام یا لباس پوشیدنی باشد مانند آنست که هفتاد پیغمبر را به قتل رسانیده باشد که یکی از آنها محمد ﷺ است و فرمود: بدترین دزدیها آنستکه در نماز دزدی کند, امیرالمؤمنین ع عرض کرد ای رسول خدا چگونه باشد دزدی در نماز؟ فرمود: رکوع و سجود او را با تمام نرساند و طمأنینه بجا نیاورد.
و احادیث در کیفر و عذاب تارک نماز بسیار است و ما به این مقدار کفایت مینمائیم.
توضیح : و واجبات نماز بر دو قسم است بعضی از آنها شرایط نماز است و بعضی اجزاء نماز میباشد اما شرایط او از این قرار است که در تهذیب بسند خود از زراره روایت کرده گفت سئوال نمودم واجبات نماز را از حضرت باقر ع فرمود: وقت و طهارت و قبله و توجه نمودن به خدا و رکوع و سجود و قرائت و تشهد و سلام است.
قالب : روایی گوینده : بیضائی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : نماز
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره بقرة آیه 90 - قوام دنیا بر چهار چیز است!
حضرت امام حسن عسکری ع فرمود: روزی جابربن عبدالله انصاری خدمت امیرالمؤمنین ع شرفیاب شده و آنحضرت فرمودند: ای جابر بدان قوام این دنیا به چهار چیز است اول عالمی که به علمش عمل کند دوم به جاهلی که از تعلم آنچه نمیداند شرم ننماید و سوم به غنی و ثروتمندی که سخاوت داشته و بخل نورزد و چهارم به فقیری که آخرت خود را به دنیای دیگری نفروشد و هرکس بیشتر از نعمتهای خدا بهره مند است حاجتهای مردم بسوی او زیاد تر میباشد و نهایتاً اگر منعم به آنچه خداوند به او واجب نموده عمل کند خداوند نعمتهای او را پایدار نماید و همیشه در آن نعمتها باقی باشد ولی اگر در واجبات کوتاهی کند خداوند آن نعمتها را زایل خواهد نمود و سپس فرمود: هر گاه عالم علم خود را بکار نبندد و به دسترس طالبین علوم نگذارد و جاهل برای کسب علم اقدام نکند و غنی بخل وزرد و فقیر دینش را بفروشد دچار عقوبت شدید گشته و بر آن مردم بلا و عذاب نازل خواهد شد.
قالب : روایی گوینده : بیضائی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : دنیا
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره انسان آیه 1 - اطلاق کتاب بر انسان کامل!
و اما اطلاق کتاب بر امیرالمؤمنین ع و انسان کامل زیاد است در عرف اولیاء خدا و خود آن حضرت در فرمایش خویش میفرماید: "ای انسان داروی تو در خودت وجود دارد و تو نمیدانی و دردت هم از خودت میباشد ولی نمیبینی ای انسان تو کتاب روشنی هستی که با حروف خود هر پنهانی را بیان و هر سِری را انشاء میکنی تو گمان کرده ای که فقط وجود و جثه کوچکی میباشی و حال آنکه در وجودت عالم بزرگی پیچیده شده است."
و حضرت صادق ع فرمود: "صورت انسان بزرگترین حجت خدا بر خلق است و این انسان کتاب خداست که بدست قدرت خود آن را نوشته است خلاصه آنکه کتاب بر دو قسم است یکی کتاب انفسی که صورت انسان کامل است و دیگر کتاب آفاقی که قرآن منزل میباشد و امیرالمؤمنین ع در جنگ صفین به اصحاب معاویه فرمود: بدانید قرآن و کتاب ناطق خدا من میباشم".
توضیح : و البته بنده این نکته را بیان نمودم که بیخردان نگویند که بعضی از تفاسیر چون شأن و نزول آیه را از قول معصوم و امام بیان نموده اند و در حق امیرالمؤمنین ع غلو کرده اند گرچه این قبیل اظهارات بزرگترین دلیلی است که آن اشخاص طهارت مولد ندارند!...
قالب : تفسیری گوینده : بیضائی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.

  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 23
  • >
  • >>