داریوش بیضایی
[ همه پیام ها ] پیام های داريوش بيضايي (3 مورد)
  سوره فجر آیه 15 - مال و ثروت و فقر و بیماری امتحانات الهی است
فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ# وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ# کَلاَّ بَلْ لا تُکْرِمُونَ الْیَتیمَ# وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی‏ طَعامِ الْمِسْکینِ# وَ تَأْکُلُونَ التُّراثَ أَکْلاً لَمًّا
در این آیات احوال بشر را بیان میکند و می‌فرماید: اما انسان چون خدایتعالی او را به نعمتی آزمایش و امتحان کند و تندرست گرداند و مال ثروت و انواع نعمتهای دیگر باو عطا کند در آن حال به آن ناز و نعمت مغرور شود و گوید خدا مرا عزیز و گرامی داشته است و گمان کند که این حق و نعمت بر خدا واجب بوده که باو عطا فرموده و چون او را به فقر و بیماری امتحان کند مغموم شود و گوید خدا مرا خوار گردانید پس انسان نه شکر نعمت کند و نه در محنت و ابتلا بردبار و صابر است.

توضیح : چنین نیست که او گمان کرده ثروت و توانگری بخاطر عزت و اکرام او نیست و فقر و احتیاج او برای خواری و اهانت باو نیست بلکه برای صلاح و مصلحتی است که پروردگار میداند و گاهی فقر و پریشانی برای آنست که یتیم نوازی نمیکنند و بینوایی را بمیل و رغبت بر سفره طعام خود نمی شانند و میراث را بتمام میخورند و مراعات صغیر و سایر ورثه را نمینمایند و سخت فریفته مال دنیا هستند و آن را ذخیره میکنند و در راه خدا انفاق نمیکنند.

  سوره جمعة آیه 5 - حال کسانیکه که قرآن را می خوانند و به آن عمل نمیکنند
حال کسانیکه قرآن میخوانند و بر طبق دستورات آن عمل نمیکنند و قرآن بسیاری از تلاوت کنندگان اینچنین را لعنت میکند."

توضیح : در حدیثی حضرت محمد(ص) در مورد عمل به کتاب در مذاهب فرمودند یهودی هایی را که به تورات عمل نکردند بچهار پایان حمال تشبیه نموده که بار آنها کتاب است و آنان که تورات را برداشتند و خلاف آن عمل نمودند مانند الاغی هستند که بار کتابها بر می دارند و از آن چیزی نمی فهمند و بهره ای نمی برند و یهود نمی دانند کتاب تورات چیست, آری یهود بد قومی هستند آنان که آیات خدا را تکذیب میکنند و خدایتعالی کافران و ستمکاران را براه سعادت و بهشت رهبری نخواهد کرد و حضرت محمد (ص) فرمود "همینطور است حال کسانیکه قرآن میخوانند و بر طبق دستورات آن عمل نمیکنند و قرآن بسیاری از تلاوت کنندگان اینچنین را لعنت میکند."

  سوره بقرة آیه 1 - کلامی بسیار مهم در مورد رای به تفسیر قرآن از مرحوم علامه استاد آیت الله حاج سید ابراهیم بروجردی رحمة الله علیه
بسم الله الرحمن الرحیم
نکته بسیار مهمی که لازم است تذکر دهم آنستکه خوانندگان گرامی بدانند که روش تفسیر بنده در تفسیر قرآن فقط طبق امر و دستور پروردگار و ائمه معصومین میباشد چنانچه خداوند در سوره آل عمران آیه 5 می‌فرماید: و ما بعلم تاویل (تاویل متشابهات قرآن را کس نداند جز خداوند و ائمه اطهار).
ابن بابویه در فقیه بسند خود از رسول اکرم(ص) روایت کرده که حضرت فرمود: خداوند جدال کنندگان در دین و قرآن را بزبان هفتاد پیغمبرش لعنت نموده و فرمود هر کس در آیات قرآن جدل کند کافر است زیرا خداوند بصراحت می‌فرماید ” و ما یجادل فی آیات الله الاالذین کفروا ” هر آنکه قرآن را برای خود تفسیر کند بخداوند افترا و دروغ بسته.
و عیاشی در تفسیرش بسند خود از حضرت باقر(ع) روایت کرده فرمود: هر که به رای خود قرآن را تفسیر کند اگر بر سبیل اتفاق راست گفته باشد اجر و پاداشی نخواهد داشت و اگر خطا کند آن مقدار از خداوند دور شود که آسمان از زمین دور است و فرمود آنچه را یقین دارید که از ما رسیده بگویید و از گفتار هر چه نمی دانید پرهیز کنید چرا که خداوند داناتر است.
و نیز عیاشی بسند دیگر خود از حضرت صادق(ع) روایت کرده فرمود: چه بسیار دور است تفسیر قرآن از عقل های مردم.
و بسند دیگر از حضرت رضا(ع) روایت کرده فرمود: اظهار نظر در قرآن و کتاب خدا کفر است.
و در کافی بسند خود از حضرت صادق(غ) روایت کرده فرمود: نمی زند کسی آیه ای از آیات قرآن را به آیه دیگر مگر آنکه کافر میشود.

در بصائر الدرجات بسند خود از سعدبن ظریف خفاف روایت کرده عرض کردم خدمت حضرت باقر(ع) در حق کسیکه از شما علوم و احکامی را یاد گرفته سپس آن را فراموش کند چه میفرمایید؟
حضرت فرمودند: حجتی بر او نیست, حجت بر کسی است که احادیثی از ائمه شنیده باشد و انکار کند و یا روایتی از ناحیه ما به او رسیده باشد و آن را تکذیب کند و به آن اعتقاد نکند در اینصورت آن شخص کافر است اما آنکه احادیث ما را فراموش کرده حجت از او برداشته شده است.
و نیز بسند دیگری از امیرالمومنین(ع) روایت کرده فرمود به اصحاب خود, بر شما باد بدوری کردن از تفسیر قرآن به رای خودتان و بدانید آنچه را که ما گفته ایم چه بسیار تفسیریست که شباهت دارد به گفتار بشر و حال آنکه قرآن کلام خدا است و هرگز مشابه گفتار خلق نباشد چنانچه مخلوقات شباهتی بخالق خود ندارند و افعال خدا هم به افعال بشر شبیه نیست پس کلام خداوند هم شباهتی به گفتار عام نخواهد داشت و هر گاه به رای خود تفسیر کنید گمراه و هلاک خواهید شد.
از این جهت ما در این تفسیر از نقل نظر و رای فاسده مردم و بیانات فلاسفه و عرفا دوری جسته و صرفنظر نمودیم و هرگز بیان نکردیم چه این عمل تجاوز کردن از امر خداوند و ائمه باشد چنانچه بیان شد بر خلاف بعضی از معاصرین و مفسرین که آنان اساسشان در تفسیر بر سفسطه و مغالطه باشد عقل و منطق را شاهد گفتار و رای خویش قرار میدهند ولی بطور کلی از دایره استدلال و اصول دانش دور گشته و لذا هر گاه به احادیث و روایات و فرموده های آل عصمت و طهارت ائمه هدی بر میخورند اگر آنها را مطابق سلیقه و مقصود خود نیابند یا آن حدیث را تکذیب و یا صرفنظر کنند و آن احادیث را گاهی به ضعف سند و زمانی به ضعف دلالت و بعضی اوقات نسبت دادن به راویان به غلو و چیزهای دیگر عاقبت تکذیب و یا تحلیل غلط بکنند خود را در زمره اشخاصیکه خداوند در آیه 48 سوره نساء فرموده قرار میدهند ” یحرفون الکلم عن مواضعه”
و این جماعت هر وقت موضوع و مطلبی را خواستند رواج بدهند کتاب و قرآن را به میل و هوای نفسانی خود تفسیر و تاویل کنند تا شاهد مدعای باطل خویش باشند اینها کسانی هستند که پروردگار در حق آنها می‌فرماید ” فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا ما عندالله و ما هو
[ همه نکته ها ] نکته های داريوش بيضايي (139 مورد)
  سوره ضحی آیه 1 - سبب نزول این آیه
طبرسی از ابن عباس روایت کرده سبب نزول این سوره آن بود که پانزده روز بر پیغمبر اکرم ص وحی نرسید و مشرکین بآنحضرت طعنه زدند و گفتند خدای محمد ص او را رها کرده و پروردگارش بر او غضب نموده و وحی بسوی او نمیفرستد, پیغمبر از این سخنان دلتنگ شد و بکوه حرا تشریف برد و اندیشه و تفکر میکرد و میگفت : خدایا تو میدانی این دشمنان چه میگویند و فورا جبرئیل نازل د و این سوره را آورد. پیغمبر باو فرمود ای جبرئیل بسیار شوق لقای تورا داشتم عرض کرد: ایرسول خدا, منهم مشتاق جمال شما بودم ولی چه کنم بنده مامور هستم تا پروردگار امر نکند نمیتوانم بیایم و آیه ای آورم. آن حضرت چون جبرئیل را دید تکبیر گفت و از این جهت سنت شد که چون کسی دوست خود را مدتی نبیند وقتی او را مشاهده نمود تکبیر بگوید و پروردگار سوگند یاد کرد بروز روشن و هنگام ظهر و بشب تار و هنگام آرامش آن که خدای تو ای محمد ص هیچوقت ترا رها و ترک نکرده و بر حضرتت خشم ننموده و آنگاه تسلیت میدهد خاطر مبارک پیغمبر را و می فرماید آخرت برای تو بهتر است از این دنیای فانی و خدای تعالی ترا چندان عطا کند که تو راضی باشی.
  سوره قصص آیه 1 - سیمای سوره مبارکه قصص
سوره قصص در مکه نازل شده و هشتاد و هشت آیه و یکهزارو چهارصدوچهل و یک کلمه و پنجهزار و هشتصد حرف است.
خلاصه مطالب سوره قصص عبارت است از داستان حضرت موسی و شعیب و موسی و فرعون و تمثیل آل محمد ص, به فرعون و هامان و توجه دادن مردم بهلاکت گذشتگان و داستان سرکشی و طغیان قارون در اثر فزونی ثروت و مال دنیا و فرو رفتن او در زمین و دلایل توحید و خداشناسی
در ثواب تلاوت این سوره در خواص قرآن از پیغمبر اکرم ص روایت شده که فرمود هرکس سوره قصص را تلاوت کند به عدد کسانی که به حضرت موسی ایمان آورده اند اجر و حسنه به او عطا میشود.
  سوره شرح آیه 1 - یکی از دلایل نزول. سوره
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ وَ وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ الَّذی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ
ای رسول گرامی آیا ما تو را شرح صدر و همت بلند نکردیم
رسول اکرم(ص) در اثر عداوت جن و انس با حضرتش دلتنگ و ملول بود و پروردگار با نزول آیات و وعده فتح و فیروزی دل مبارک او را خوش و روشن گردانید.
در بصائر الدرجات از حضرت صادق(ع) روایت کرده فرمود: خداوند بولایت امیرالمومنین(ع) دل مبارک پیغمبر اکرم(ص) را روشن نمود و در اثر فتح مکه و اسلام آوردن قریش سینه حضرتش را باز و باو توانایی داد.
آیا بار گرانت را فرو ننهادیم یعنی تکلیف بر تو آسان کردیم یا بار گران از دل تو برداشتیم بسبب آمرزیدن گناه امت, چه گناه امت بار گرانی بود بر دل پیغمبر اکرم(ص) خداوند آن را برداشت و بعضی گفتند وضع بمعنای عصمت است ووزر بمعنای گناه یعنی تو را معصوم قرار دادیم و گناه از تو سر نخواهد زد و بار سنگین جنگها را که پشت را می شکست بواسطه یاری علی(ع) برداشتیم و نام نیکوی تو را در عالم بلند کردیم.
[ همه تفسیر ها ] تفسیر های داريوش بيضايي (31 مورد)
  سوره لیل آیه 1 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه آیت الله حاج سید ابراهیم بروجردی
قوله تعالی (وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشی‏ وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّی وَ ما خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی‏ إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّی)
پروردگار در این آیات سوگند یاد کرد بشب تار چون روز را فرا گیرد و جهانرا در پرده سیاه بپوشاند و بروز چون روشن شود و نیز قسم یاد کرد بذات مقدس خود و مخلوقات عالم را نر و ماده آفرید برای تناسل و توالد و سعی و کوشش مکلفین و مردم مختلف است بعضی سعی میکنند که خود را از آتش دوزخ آزاد کنند و یعض دیگر سعی میکنند گردن خود را به ببندند به طایفه ای کوشش میکنند در نجات خود و طایفه دیگر در هلاک خویش.
پیغمبر اکرم (ص) فرمود مردم دو طایفه هستند یکی آنکه سعی مینماید خوذ را بخرند و آزاد نمایند و دیگر آنکه خود را بفروشد و هلاک کند.
علی بن ابراهیم از محمد بن مسلم روایت کرده که از حضرت باقر (ع) تاُویل آیه فوق سوال نمودم فرمود مراد از لیل اولی و دومی است که پوشید تاریکی جهل و ستم آنها روشنایی امیرالمومنین (ع) را در خلافتیکه برای خودشان تشکیل دادند و حق آن بزرگوار را غصب نمودند و آن حضرت صبر کرد تا دولت آنها بپایان رسید و مقصود از نهار وجود مقدس جضرت قائم آل محمد(ص) است چون ظاهر شود باطل را محو نماید و از بین ببرد و در قرآن خداوند مثلهایی زده برای مردم و مخاطب قرآن پیغمبر اکرم(ص) و ما ائمه هستیم و مثلهای قرآن را جز ما ائمه کسی نمیداند و نمیفهمد و مراد آن است که خداوند لیل را مثال زده بمنافقین و دشمنان آل محمد (ص) و نهار را مثل زده به امیرالمومنین (ع) و اولاد گرام آن حضرت.
  سوره عنکبوت آیه 1 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه آیت الله حاج سید ابراهیم بروجردی
الم حرفی از حروف اسم اعظم پروردگار است پیغمبر آن را ترکیب نموده اسم اعظم از آن حاصل میشود..
  سوره تکاثر آیه 1 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه آیت الله حاج سید ابراهیم بروجردی
أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ کَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ کَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ کَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقینِ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ
مشغول کرد شما را بسیاری اموال و فرزند و قبیله و از یاد خدا و مرگ غافل داشته است تا اینکه بزیارت اهل قبور رفتید و بجای آنکه عبرت بگیرید به قبرهای مردگان خود با هم فخر و مباهات میکردید.
این آیات نازل شده در باره دو قبیله از قریش بنی عبد مناف و بنی سهیل بن عمر و بن مصیص بن کعب آنها با یکدیگر فخر و مباهات میکردند و هر یکی از اینان میگفت اشراف و بزرگان ما بیشترند بنی عبد مناف اشراف حود را شماره کردند و غالب شدند بنی سهیل بآنها گفتند بیایید نت بگورستان برویم و گورها را بشماریم تا بدانید گورهای اشراف ما بیشتر است یا گوره های اشراف شما.
نه چنین است شما از یاد خدا و مرگ غافل هستید بزودی خواهید دانست در گور پس از مرگ چه سختیها در پیش دارید بازهم در قیامت خواهید دانست با چه عذابی روربرو میشوید تکرار آیه برای تاکید است و دیگر اشاره بعذاب و قبر و عذاب و دوزخ است.
امیرالمومنین(ع) فرمود پیش از نزول آیه جماعنی شک داشتند در عذاب قبر چون آیه نازل شد یقین پیدا کردند که در قبر هم انسان را عذاب خواهند کرد آنگاه فرمود اگر بطوریقین میدانستند چه حادثه بزرگی در پیش دارید هرگز در اثر بازیچه دنیا از عالم آخرت غافل نمی شدید البته پس از مرگ دوزخ را مشاهده خواهید کرد آنگاه آنرا بعین یقین یعنی به رای العین خواهید دید.
لطیفه از برای یقین سه مرتبه است علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین در این سوره دو مرتبه بیان فرموده یکی علم الیقین چنانکه فرمود لو تعلمون علم الیقین لترون الجحیم و فرمود ثم لترونها عین الیقین و مرتبه سوم را در سوره واقعه بیان نموده در آیه 94 و 95 میفرماید و تسلیه جحیم ان هذا لهو حق الیقین برای توضیح و فرق مراتب سه گانه مثل زدند آنها را بآتش, گفته اند هر چه بتوسط نور آتش دیده میشود بمنزله علم الیقین است و معاینه و دیدن جرم آتش که نوردهنده است بمثابت عین الیقین باشد و تاثیر آتش در آنچه میرسد و میسوزاند و محو میکند و آتش صرف میماند بمثل حق الیقین است و عذاب دوزخ چون از دور دیده میشود بعلم الیقین آنرا دیده و چنانکه از نزدیک ببیند آنرا بعین الیقین دیده و چون داخل دوزخ شود و سوخته گردد بمرتبه حق الیقین دوزخ را مشاهده نموده و روز قیامت باز میپرسند از نعمتهای خداوند که باو عطا فرموده.
ابن بابویه از ابراهیم بن عباس روایت کرده که روزی حضور حضرت رضا(ع) شرفیاب شدم و آنحضرت میفرمود نعمت حقیقی در دنیا وجود ندارد بعضی از فقها حضورش عرض کردند پس معنای آیه ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم چیست؟ مگر مراد از این نعمت اظعمه و آب سرد گوارا نیست؟ حضرت رضا(ع) حالش تغییر پیدا کرد و فرمود شما مردم از نزد خود چنین تفسیر میکنید در محضر پدرم مذاکره تفسیر آیه شد بعضی از مردم گفتند مراد آب سرد است و بعض دیگر گفتند خواب گوارا است و طایفه ای عقیده داشتند عیال نیکو و صاحب جمال است, پدرم در غضب شد و فرمود هرگز خداوند از بندگان خود سوال نمیکند آنچه به آنها عطا نموده و منت بر ایشان نمیگذارد منت گذاشتن از مخلوق قبیح است چه رسد بخالق و پروردگار دانا و توانا.
نعیم در این آیه دوستی و ولایت ما اهل بیت پیغمبر است که خداوند را پرستش میکنند از آن پس از سوال کردن توحید و نبوت و هر بنده ای وفات کرد و مراعات نمود موالات بهشتی پیغمبر اکرم(ص) به امیرالمومنین(ع) فرمود یا علی (ع) نخست چیزیکه از انسان پس از مرگش سوال میکنند شهادت لااله الاالله و محمد رسول الله و علی ولی المومنین میباشد هر کس اعتقاد به اینها داشته و اقراربه این سه شهادت کرد اقرار و اعتقاد او میکشاند او را بسوی نعمتهای بهشتی که هرگز نابودی و زوال پذیر برای آنها نیست و از مخالفین ابو نعیم حافظ از صحابه پیغمبر اکرم(ص) معنای نعیم را سوال نمودیم فرمود ولایت علی بن ابیطالب است و حضرت رضا(ع) فرمود شاهد بر اینکه مراد از نعیم ولایت و محبت ما اهل بیت است آیه وقفوهم انهم مسئولون میباشد.
عیاشی از حضرت صادق(ع) روایت کرده که ابوحنیفه از حضرتش سوال کرد معنای آیه را باو فرمود نزد تو چه مراد است عرض کرد قوت طعام و آب, فرمود اگر خداوند موفق کند تو را تا توقف نمایی در قیامت حضور او آیا از تو سوال میکند هر لقمه ایکه خورده ای و چنانچه بخواهد این سوالات را بنماید بطول انجامد, ابوحنیفه گفت پس چیست معنای نعیم فرمود ما اهل بیت همان نعیمی هستیم که خداوند عطا کرد به بندگانش و بسبب ما الفت میگیرند با یکدیگر بعد از اختلافشان و بوسیله ما مهربان کرد مردم را بعد از آنکه با هم دشمن بودند و هدایت کرد آنها را بسوی اسلام و ما نعمتی هستیم که خداوند پرستش میکند از او.
و در حدیثی دیگر آنحضرت فرمود به ابو حنیفه شنیدم که تفسیر کرده ای نعیم را بطعام و شراب نیکو و گوارا عرض کرد بلی و حضرت فرمود اگر کسی تو را دعوت کند بمهمانی و طعام و شراب نیکو وو گوارا بتو بدهد آیا خداوند بخل میکند و از این نعمت از تو سوال میکند؟ عرض کرد پس نعیم چیست؟ فرمود ولایت و محبت ائمه معصومین است از خاصه و عامه.
و بسیار است احادیث اما بهمین چند حدیث اکتفا نمودیم.